مترجماني كه نام بردم يهودي بودند. اين كاملاً طبيعي بود، چون يهوديان اسپانيايي عربي را، اگر نه بهتر، به همان اندازهٴ عبري ميدانستند. اغلب ترجمهها به وسيلهٴ مسيحيان و يهودياني صورت ميگرفت كه با هم همكاري داشتند.
در اثناي سدهٴ دوازدهم، متون رياضي و نجومي عربي تنها به لاتيني ترجمه شد؛ در سدهٴ بعدي اين نهضت جاي خود را به نهضت ترجمه به عبري، ترجمه به اسپانيايي، كه تحت رهبري شاه آلفونسو صورت ميگرفت، و بالاخره به ترجمههايي داد كه توسط ويلهلم موربكي1 مستقيماً از يوناني به لاتيني صورت ميگرفت. بايد توجه داشت كه ترجمههاي عبري عموماً جديدتر از ترجمههاي لاتيني همان آثار بود. اين امر در يهوديان تأثير فوري نداشت، چون تقريباً، همين كه از دانستن زبان عربي بازماندند، به آموختن زبان لاتيني آغاز كردند؛ گرچه اين امر اهميت معنويشان را كاهش داد و به فراهم شدن، و بعدها مورد قبول واقع شدن تفوق زبان لاتيني و مسيحيت كمك كرد.
در آغاز سدهٴ دوازدهم، بدون داشتن معلومات كافي در زبان عربي، ممكن نبود رياضيدان و اخترشناس نامداري شد؛ مقارن پايان سدهٴ سيزدهم، وضع كاملاً فرق داشت، چون بسياري از آثار يوناني بهزبان لاتيني يا عبري در دسترس بود. دانشجويان يهودي يا مسيحي كه عربي نميدانستند، مقدار زيادي معلومات يوناني در اختيار داشتند تا پيش روند. آنچه اينك لازم داشتند نبوغ بود، و نبوغ ((جايي ميشكفد كه زمين مستعد باشد)). با اين همه، هنوز به هيچ روي با دانشجويان عربيخوان قابل قياس نبودند: نه تنها بسياري از آثار رياضي يوناني هنوز ترجمه نشده مانده و تنها به زبان عربي (و اگر مانده بود، به يوناني) در دسترس بود، بلكه در عين حال مقدار زيادي شروح و رسالههاي عربي وجود داشت. از اين گذشته، ترجمههاي عربي متون يوناني تدريجاً اصلاح شده بود و ترجمههاي لاتيني و عبري هميشه براساس بهترين تحرير عربي صورت نميگرفت. جريان اصلاح و توضيح متون عربي در همان اواخر دوراني كه مورد بحث است، وجود داشت، يعني هنگامي كه تقريباً اغلب ترجمههاي لاتيني تدوين شده بود. البته مكتب ترجمهٴ مراغه در آذربايجان، كه تحت سرپرستي نصيرالدين طوسي اداره ميشد، در همان زمان، سرگرم تهيهٴ تحرير تازهاي از كتاب
متوسطات شد، كه مجموعهٴ بزرگي از آثار كلاسيك يونان و عربي بود.
با اين حال، اين اتفاق تقريباً مصادف با پايان مساعي رياضيدانان عرب بود -- البته پايان بزرگترين و بهترين مساعيشان -- در حالي كه مسيحيان توانستند معلومات اندك خود را از آثار گذشته با استعداد و شوق روزافزونشان جبران كنند. مسلمانان به نقطهٴ اوج خود رسيده بودند و مسيحيان درصدد دست يافتن بدان بودند.